الشيخ حسين المظاهري

6

اسلام، آيين رستگارى (فارسى)

يعنى از تصوّر خلقت جهان هستى ، تصديق به وجود خالقى مدبّر ، عالم و حكيم لازم مىآيد . به تعبير ديگر ، هرگاه انسان ، آفرينش جهان هستى را با اين همه عظمت ويژه ، در ذهن و فكر خود تصوير و تصوّر كند ، بلافاصله در ذات و فطرت خود به وجود آفريدگارى دانا و تدبير كننده و عظيم ، تصديق و گواهى خواهد داد . معناى ديگر فطرى بودن اين است كه انسان ، روحى خداجو دارد و حقيقتِ خدايابى و خداجويى ، در عمق جان وى حاكم است ؛ اگر حجاب‌هاى غفلت و ماديّت از پيش چشم او برداشته شود ، خدا را مىيابد ، همانگونه كه انسان تشنه ، تشنگى را در مىيابد . مراد از فطرت در اينجا معناى دوّم است ؛ زيرا وقتى دست انسان در بن‌بست‌هاى زندگى از همهء اسباب ظاهرى كوتاه ، و به تعبير ديگر غفلت‌ها و حجاب‌ها زايل شد ، خداوند را با چشم فطرت مىبيند و ناخودآگاه نجات و حاجت خود را از او مىخواهد . در اين حالت ، انسان خداى متعال را با علم حضورى مىيابد ، مانند تشنه‌اى كه پس از نوشيدن آب ، رفع عطش را با علم حضورى در مىيابد . رسالت همهء پيامبران الهى نيز اين بوده است كه اين حالت توجّه و حضور را در انسان دائمى كنند ، تا انسان هميشه و در همهء لحظات خداجو باشد و خود را در محضر خداوند متعال ببيند . ب ) برهان نظم اوّلًا شكى نيست كه نظمى دقيق بر عالم وجود حكم فرماست و هيچ عاقلى نيست كه در وجود نظم در موجودات مادّى - از اتم گرفته تا كهكشان‌ها - شك و ترديد نمايد .